السيد الطباطبائي

48

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

برگردد و به شيعيان تعرض نشود ، به معاويه واگذار نمود 62 . در سال چهل هجرى ، معاويه برخلافت اسلامى استيلا يافت و بلافاصله به عراق آمده در سخنرانى كه كرد به مردم اخطار نموده و گفت : ( من با شما سر نماز و روزه نمى جنگيدم بلكه مى خواستم بر شما حكومت كنم و به مقصود خود رسيدم ) 63 ! ! و نيز گفت : ( پيمانى كه با حسن بستم لغو و زير پاى من است ! ! 64 معاويه با اين سخن اشاره مى كرد كه سياست را از ديانت جدا خواهد كرد و نسبت به مقررات دينى ، ضمانتى نخواهد داشت و همه نيروى خود را در زنده نگهداشتن حكومت خود به كار خواهد بست و البته روشن است كه چنين حكومتى سلطنت و پادشاهى است نه خلافت و جانشينى پيغمبر خدا . و از اينجا بود كه بعضى از كسانى كه به حضور وى بار يافتند به عنوان پادشاهى سلامش دادند 65 و خودش نيز در برخى از مجالس خصوصى ، از حكومت خود با ملك و پادشاهى تعبير مى كرد 66 اگرچه در ملا عام خود را خليفه معرفى مى نمود . و البته پادشاهى كه بر پايه زور استوار باشد وراثت را به دنبال خود دارد و بالا خره نيز به نيت خود جامه عمل پوشانيد و پسر خود يزيد را كه جوانى بى بندوبار بود و كمترين شخصيت دينى نداشت ،

--> ( 62 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 191 و ساير تواريخ . ( 63 ) شرح ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 160 . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 124 . تاريخ ابن اثير ، ج 3 ، ص 203 . ( 64 ) همان مدرك . ( 65 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 193 . ( 66 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 202 .